محمدتقى نورى

210

اشرف التواريخ ( فارسي )

اين معنى ولوله و آشوب در توران و اركان طاقت اهالى آن سامان افتاده ، « 1 » بيك جان به استصواب و صلاح‌انديشى « 2 » سران اوزبكيه عريضه [ اى ] مخلصانه ( 79 الف ) به دربار اعلى نوشته در مقام معذرت برآمده ، « 3 » در قيد اطلاق اسرا بود كه خبر وصول جنود روسيه رسيده ، معروض پايهء جلال شده كه از سمت باب الابواب به سرحدّ آذربايجان لواى منازعه افراخته‌اند . « 4 » لهذا خاقان شهيد سعيد « 5 » دفع اشرار روسيه را اهمّ و اولى دانسته ، عطف عنان عزيمت به صوب عراق فرموده ، يورش بخارا در عقدهء تعويق ماند . « 6 » بعد از سنوح قضيه ناگزير خاقان رضوان مكانى آن تيره‌بخت شقاوت مبانى مجددا تاخت خراسان را پيشنهاد خاطر شآمت مأثر « 7 » نموده ، درين دفعه نيز در كندوكوب « 8 » عمارات و بساتين و رفت و روب زراعات و دهاقين چنانچه عادت ذميمهء او بود ، تقصير نكرده ، خرابى بسيار به حال ضعفاى آن ديار راه يافت ، تا آنكه « 9 » آه مظلومان دامن اقبال آن شقاوت مآل « 10 » را گرفته ، از تخت حيات به تختهء ممات كشيد و ولد ارشدش ، امير حيدر ، به جاى پدر بر مسند حكومت نشسته ، اساس مكر « 11 » و تزوير كه شيمهء پدرش بود ، برچيده ، طرح سلطنت انداخت و خود در بخارا بر سرير خانى جلوس « 12 » و برادر كوچك خود امير ناصر الدّين را در مرو فرمانروا ساخت و اهل خراسان از تطاول و عدوان آن تيره‌روز خذلان‌نشان آسوده ، به ظلم و ستم نادر ميرزا كه در جور و بدسلوكى « 13 » كمتر از او نبود گرفتار شدند . تا اينكه منجوق علم اژدهاپيكر شهزادهء فريدون‌فر در ساحات « 14 » خراسان سايه‌گستر شد . « 15 » از تابش آفتاب دوزخ التهاب « 16 » جور بيگانه در ظل رايت فتح آيتش استظلال جسته از شراره « 17 » تركتازى مخالفان مرفه الحال در

--> ( 1 ) . مج : در توران زمين افتاده . ( 2 ) . مج : صلاح . ( 3 ) . مج : درآمده . ( 4 ) . مج : روسيه از ناحيهء باب الابواب به سرحدّ آذربايجان معروض عتبهء جلال گرديده . ( 5 ) . مج : سعيد شهيد . ( 6 ) . مج : تعويق و تأخير افتاده . ( 7 ) . مج : خاطر و خامت بنياد . ( 8 ) . مج : كنده‌كوب . ( 9 ) . مج : اينكه . ( 10 ) . مج : شقاوت توأمان . ( 11 ) . مج : « مكر و » ندارد . ( 12 ) . ملك : « جلوس » ندارد . ( 13 ) . مج : نادر ميرزا كه در ستم‌پيشگى . ( 14 ) . مج : ساحت . ( 15 ) . مج : شده . ( 16 ) . مج : « دوزخ التهاب » ندارد . ( 17 ) . مج : از حرارت .